فامیل دووور - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 8:10
درود آخیششش هیژجا خونه آدم نمیشه...اومدم اینجا یکم پاهامو دراز کنم صرفه بویی بازم گرما و کار طاقت فرسای پدران عزیز شروع شد. توی دستشویی داشتم به فکرام سروسامون میدادم که یهو برق رفت ... داشتم یاداوری میکردم که کجامو داشتم چکار میکردم!؟ که دوباره چراغ روشن شد و فهمیدم بله ، کار آقای پدر بوده. وژدان ب...
ما گلهای خندانیم فرزندان ایرانیم(قسمت دوم) - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 8:10
اون دوست دبیرستانیمون ! امروز اومد آژانس و قیمت تور پرسید!! خیلیم جدی بود ،تازه گفت هیچ مشکلیم با هزینه بالا نداره بقول همکارم همین یه موردو کم داشتم خدا بخیر کنه cross fingers چندروز پیش یه مسافر آمریکایی داشتم که ایرانی بود!! یعنی تا حرف نزده بود خارجکی خارجکی اما بعدش انقد خوب فارسی حرف زد... کاش...
من ماندم تنهای تنهاااا - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 8:10
سلام بر دوستان اخوی با زن و بچه رفت. وقتی ویزاشون اومد بال در آورده بودن ... جیجر عمه هر روز فکر میکنه فرداش برمیگردن. وهمش زیر سر این جادوگر پیر ه خلاصه من موندم ویه شرکت عن قریب به گل نشسته و یه تنهایی نامحدود... عصرها که بچه ها میرن 2-3 ساعت توی شرکت می مونم و زبان میخونم اما هوش نیستم یعنی قاط ق...
هیچ کس همراه نیست - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 8:10
عاقا یادتون باشه قبل از اینکه بخواید پاتونو از این مملکت گل و بلبل بزارید بیرون هیچ اثری از خودتون به جا نذارید که بعدش دیگه هیچ حسابی رو ش نمیشه کرد.حساب که میگم حساباااا این نصیحت و از من که درد کشیدم قبول کنید،البت خودم میدونم تا منم عین پیغمبرهای قبلی دهنمو... نکنید ایمان نمی آورید،حالا میرم عصا...
گربه خر! - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 8:10
هیجده ساعت قبل مهلا (رفیق گرمابه و گلستان)،داشت عین یه پیشی موو موو میکرد! نق میزد که اگه امسال دکتری قبول نشه چه نوع خاکی بر سر کنه؟!و این خدا کوششش!؟ هیجده ساعت بعد مهلا داشت کمثل الحمار ذوق میکرد که در اثر معجزات الهی دانشگاهی که فکرشم نمیکرده قبول شده من براینکه مفهوم زندگی رو کاملا درک کنه و بد...
سکوت پر از ملودی - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 8:10
یه منطقه مسطح چند هکتاری که دور تا دورش درخت سپیدار و کوه های کم ارتفاعه یه اتاق آجری خالی و کنارش 6 تا دستشویی ! اونم بدون لوله کشی و چراغ یه تانک اب و یه آفتابه 13 تا صندلی مسافرتی دورهم بوی چوب سوخته و طمع تلخ چایی ذغالی یه آسمون که قرار بود مث همیشه صاف صاف باشه، اما پر ابر ... توی فاصله های دور...
مردان کوچک - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 8:10
لوکشین : پارک ... خانواده شمعدانی درحال شام خوردن یه پسر ظریف حدودا 10 ساله... یه دستش زنبیل ( از همون زنبیلهای دهه 50)... یه دستش ، دست برادر 4-5 سالش گفت : سلام... ببخشید... فلفل لازم ندارید؟ آقای پدر گفت: نه مرسی گفت: باشه ، ممنون درحال رفتن بود که من گفتم:چرا یکم بگیریم آقای پدر گفت: شیرینه؟! گف...
مسافری از شنگولستان - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 8:10
آدرس تمام کلاپ ها و دیسکوها و مشروب فروشی های دبی رو گرفت تاریخ سفرشم گفت: یک هفته قبل از گناه!!... یعنی قبل از روز عاشورا یه همچین مردم معتقدی هستیم ما امضا: فامیل دور ، شنگولی که از نو باید شناخت.

برچسب‌های مرتبط

اینجا ایران است | اینجا ایران است جایی که | اینجا ایران است سرزمینی که | اینجا ایران است 1 | اینجا ایران است جام جم | اینجا ایران است 4 | اینجا ایران است رادیو 7 | اینجا ایران است شبکه جام جم | اینجا ایران است 3 | اینجا ایران است رادیو هفت