یه منطقه مسطح چند هکتاری که دور تا دورش درخت سپیدار و کوه های کم ارتفاعه
یه اتاق آجری خالی و کنارش 6 تا دستشویی ! اونم بدون لوله کشی و چراغ
یه تانک اب و یه آفتابه
13 تا صندلی مسافرتی دورهم
بوی چوب سوخته و طمع تلخ چایی ذغالی
یه آسمون که قرار بود مث همیشه صاف صاف باشه، اما
پر ابر ... توی فاصله های دور برق، آسمون رو روشن میکرد
هوا بصورت ناگهانی سرد شده بود
ساعت 3 صبح
خاطره ها تموم شد ... حوصله مون سر رفت
یکی گفت من میرم توی چادر بخوابم ، 2 تا دیگم بدنبالش
یکی گفت بیاین بریم کوه!
ساعت 4 صبح
روی قله... نور کمرنگ هدلایت های قرمز... سکوت و سکوت و سکوت
آسمون تصمیم گرفته بود صاف بشه… پر از ستاره
ساعت 4:30
همه روی سنگ و خار دراز کشیده بودیم!! سرد و تاریک
آسمون بود و آسمون
جرم ، ستاره ، سحابی ، کهکشان و شهاب و صورت فلکی و...
هفت دختران، شکارچی ، قنطورس(اسب انسان) ، پگاسوس ( اسب بالدار) ، m45 خوشه پروین ، NGC 3034 کهکشان سیگار، M104 کلاه مکزیکی، قلب العقرب قرمز رنگ ، M11 اردک وحشی، نگهبان شمال و...
ساعت 5:30
اشعه های طلایی خورشید ...
تا رسیدیم پایین کوه هوا روشن بود... تلسکوپ ها رو جمع کردیم ... بدون استفاده
چشمها خوابالو ... ذهن ها بیدار... لبخند توی سلفی های دسته جمعی!! ...خاطره خوب رصد
امضاء : فامیل دور پسرعمه زای گالیلووو
برچسب: سکوت پر از حرف,سکوت پر از ناگفته هاست,سکوت پر از فریاد,سكوت پر از فرياد,سکوت پر از درد,پر از سکوت,
نویسنده: یوسف رجبی