به یه نقطه ای از زندگی رسیدم که نه حوصله راست گفتن دارم ...نه دروغ گفتن!!
حتی جواب کنجکاوی آدم ها رو هم دلم میخواد اینجوری بدم
تو بیمارستان بدنیا اومدم
از بچگی بزرگ شدم
چند سال سن دارم
تو دوران کودکیم بچه بودم
با رفیقام دوست شدم
بعضی شبا میخوابم خواب میبینم
تو خونمون زندگی میکنم
تا حالا نمردم
برچسب:
نویسنده: یوسف رجبی