همیشه وصیت میکردم وسایلم رو به رفیق گرمابه و گلستان بسپارند و فکر میکردم دوست داشته باشه این خنزروپنزرها به اون برسه!
الان که در قید حیاتم و قرار شده تکلیف وسایلم مشخص بشه ، قضیه جور دیگه شد!
رفیق گرمابه رسما اعلام کرد که اونها رو نمیخواد !
خیلی خوبه که آدم ها قبل از مردنشون این چیزها رو ببینن و بفهمن جوری که فکر میکنند درستی هم نیست!
رفیق گرمابه بهم گفت استفاده از چیزهایی که مال من هستندباعث میشه هر بار اشکش دربیاد و حالش بد بشه...
و من به این فکر کردم که شاید دوران باستان هم برای همین وسیله های طرف رو با خودش به خاک میسپردند ؟!
شاید اینقدر دوستش داشتند که نمیتونستند ببینند وسایلش هست و خودش نیست!؟
برچسب:
نویسنده: یوسف رجبی