خرید بک لینک

اینکه ریموت سیاوحش( پرایدو) سالهاست کار نمیکنه و من بصورت کاملا منوآل طبق عادت معهود درهاش رو قفل میکنم بماند...
اینکه تا حالا چند باری شده  بدون اینکه سوییچ رو بردارم در رو قفل کردم و مجبور شدم برم کلید یدک رو از خونه بیارم هم بماند...
اما امروز
در همون لحظه که در رو بستم و دیدم سوییچ توی ماشین جا مونده و آه از نهادم بلند شده بود ...گل پسری داشت از کنارم رد میشد و با چشم های کنجکاوش کلی سوال پرسید؟؟؟؟؟
منم پررو شدم و گفتم کلید توی ماشین جا موند !
کلی همدردی نمود و چند دقیقه ای با هم از پشت شیشه با سوییچ بای بای کردیم
آخرش بهش گفتم میشه منو ببرید خونه کلید یدک رو بیارم
اونم گفت بلی بلی
خلاصه از فرم لباسم پرسید و چند تا سوال دیگه و ...و دیگه...

رسیدیم به کوچه تنگه بله... عروس قشنگه... ای وای ببخشید
رسیدیم به کوچه ما که دو تا ماشین به سختی از کنار هم رد میشن و همون موقع کوچه اتوبان شد و خلاصه دوستمون که اسمشم ماهور بود و چند باری هم اسم و فامیلش رو تکرار و تاکید کرده بود... البت حقم داشت ...  بهش ثابت شده بود شدیدا آلزایمر دارم

آینه بغل  رو زد به ماشین پارک شده و آینه محکم بسته شد... وقتی بازش کرد دیدم چند تا ترک خورده
 گفتم ای وای شکست
گفت نه از قبل بود!!  همیشه این اتفاق میافته ... نیم کره چپ مغزم درست کار نمیکنه!!
فقط تونستم بهش بگم بازم خوبه نصفش کار میکنه ... ازمن که کلا تعطیله
خلاصه اینکه خیلی بهم کمک کرد و منو دوباره برگردوند تا سیاوحش رو بر دارم

از اینکه باز هم باهام همدردی کرد تا در مورد اختلالات مغزم احساس تنهایی نکنم ازش ممنونم

امضا : فامیل دور با دو نیم کره تعطیل

برچسب: نویسنده: یوسف رجبی تاريخ: شنبه 19 شهريور 1401 ساعت: 10:06

صفحه بندی