اون دوست مغز چیزیمون که خاطرتون هست...
دو روز پیش تلفنی بهش گفتم بدن درد دارم میمیرم و تب دارم و گلوم میسوزه ...گفت کرونا گرفتی ؟
گفتم میرم تست میدم گفت نمیخواد تست بدی ما که کرونا نمیگیریم یه عده خاصی میگیرن... اتفاقا منم اون هقته همینطور بودم
گفتم از کی ؟ گفت همون جمعه هفته قبل که دعوتتون کردیم اومدید خونمون! اتفاقا سه روز بعدشم خانمم وبچه هام همینطور شدن!
گفتم اون وقت تست ندادید؟ گفت نه من کرونا نمیگیرم
گفتم ولی من دیروز رفتم دیدن خانواده م اونا بیمار دیابتی و قلبی هستند اگه کرونا باشه چی؟!
گفت از من که نگرفتید چون من کرونا نمیگیرم!
بله .... من رفتم تست دادم و مثبت بود... والبته خانواده بیچارم و من و بدن درد موندم و غصه دردی که به خانواده م دادمو و کرونا و یه عالمه حرف توی گلو
اون مغز چیزی بعد از دو هفته امروز رفت تست داد و چون مطمئن بود که دیگه علائمی نداره اومد دم خونه و گفت من تست دادم ولی حالا جوابش که اومد میفهمی من کرونا نداشتم!!!
شاید باورتون نشه ولی همین آدم "کتاب بیشعور ی" عیدی میداد به ملت...
امضاء: فامیل کرونای ی
برچسب:
نویسنده: یوسف رجبی