خرید بک لینک

هرچند ترجیح میدم قبری نداشته باشم و کلا اجزای بدنم اونقدر اهدا بشه که باقی موندش اندازه کوزه خاکستر ژاپنی بشه... اما اگه یه موقع سنگ قبر داشتم دلم می خواد روش اینو بنویسن:

هزار سال پیش

شبی که ابر اختران از دوردست

میگذشت از فراز بام من

صدام کرد

چه آشناست این صدا

همان که از زمان گاهواره میشنیدمش

همان که از درون من صدام میکند

هزار سال میان جنگل ستارهها

پی تو گشتهام

ستارهای نگفت کزاین سرای بی کسی، کسی صدات میکند؟

هنوز دیر نیست

هنوز صبر من به قامت بلند آرزوست

عزیز همزبان

تو در کدام کهکشان نشستهای؟

امضاء: فامیل دور توی آسمون

برچسب: نویسنده: یوسف رجبی تاريخ: پنجشنبه 19 دی 1398 ساعت: 21:26

صفحه بندی