سلام
بابت غیبت صغری خانومی که داشتیم عذرا خانوم را میطلبیم
دستمان بند زبان انگولوسی شده اساسی... با این زبونشون!
اما خب وسط درس خوندن فرصت کنسرت رفتن رو هم ازاون گوشه موشه ها پیدا کردیم...
بنده و دوست جونام ...
بنده مریض ... و در حال تب و تشنج!
یکی هم خسته ،کلا در حال خمیازه
اون یکی هم ذوق مرگ لاک زردش که با مصیبت توی ماشین زده بود
... جا داره همین جا از استاد قربانی عذر خواهی بکنم ... رویمان به دیوار... گلاب بروتون.
ولی با این حال شب خوبی بید .
امضاء: فامیل دور، ابودردا
برچسب:
نویسنده: یوسف رجبی