خرید بک لینک

هیجده ساعت قبل

مهلا (رفیق گرمابه و گلستان)،داشت عین یه پیشی موو موو میکرد! نق میزد که اگه امسال دکتری قبول نشه چه نوع خاکی بر سر کنه؟!و این خدا کوششش!؟

هیجده ساعت بعد

مهلا داشت کمثل الحمار ذوق میکرد که در اثر معجزات الهی دانشگاهی که فکرشم نمیکرده قبول شده

من

براینکه مفهوم زندگی رو کاملا درک کنه و بدونه " از پیشی بودن تا حمار شدن فقط هیجده ساعت فاصله است" ، ازش یه شیرینی مبسوطی گرفتمکجا؟!

باغ هتل... ، هر نفر میتونه باندازه هزینه ورودی سفارش بده، اگه کمتر شد مبلغی برنمیگرده اما اگه بیشتر شد اضافه رو پرداخت میکنه.

حالا من و مهلا منو رو با بیست تا انگشتمون و ماشین حسابها گذاشته بودیم وسط که چی بخوریم تا از پول ورودیمون چیزی باقی نمونه

عین منو رو با قیمتهاش حفظ شدم یعنی

اما مشکل از اینجا شروع شد که بعد آش مهلا میخواست "گل گاو زبان و سنبل الطیب با نبات" بخوره... خیلیم اصرار داشت که هر بارکامل اسم این" گل گاو زبان و سنبل الطیب با نبات" رو بگه. هر جور حساب میکردیم نمیشد که از همه ورودیمون استفاده کنیم ... آخرشم مهلا اون " گل گاو زبان و سنبل الطیب با نبات" رو سفارش داد ومنم بستنی !! فکر کن بستنی روی آش!!؟ اما خب مجبور بودیم میفهمی مجبورر

البته باز هم تهش موند که چون دیرمون شده بود بیخیالش شدیم یعنی همون بستنیش هم موند.

و این مهلا بود که بعد از خوردن" گل گاو زبان و سنبل الطیب با نبات" به شدت ریلکس شده بود و عین کوآلا چسبیده بود به درخت و خوابش میومد.

امضاء:فامیل دور با مهلا و گربه و خر و گاو و کوآلا

برچسب: گربه خرید,گربه خرگوش می خورد,گربه خروس,گربه خرگوش,گربه خرید فروش,خرید گربه خانگی,خرید گربه پرشین ارزان,خرید گربه خانگی ارزان,خرید گربه ارزان,خرخر گربه, نویسنده: یوسف رجبی تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 8:10

صفحه بندی